برادر و خواهرم
برادر ، خواهر بياييم براي يک بار هم که شده خودمان را محاکمه کنيم. بياييم اين بار تيغ برّان نقد را که براي مسئولان و صاحبان جا و مقام از نيام بر کشيده ايم ، به خويش نزديک کنيم.
آري صحبت از من وتوست و نه کسي ديگر ، من وتويي که انگار آموخته ايم بر وضع موجود برآشوبيم و بشوريم و فرياد بکشيم.
خواهش مي کنم عصباني نشو ! من هم چون توام . بياييم «خويشتن» خويش را ملامت کنيم . گفتم که حرف از من و توست. آري من و تو چه گلي به سر اين مردم و مملکت زديم !؟ چه بنياني را پي نهاده ايم ؟ و چه نقصاني را از اساس افکنده ايم ؟ آيا ايمان خويش را از غبار تعلقات و تزوير و غفلت ها و سستي ها بيراسته ايم ؟ آيا آگاهي خو را به جوهره ي «خويش» آميخته ايم ؟ اصلا بگذار ساده و عاميانه بگويم من و تويي که که تمام شب و روزمان به «گل گفتن» و «گل شنفتن» با رفقامان مي گذره ! و تا نيمه ظهر خوابيدن و بعد خوردن و سر کلاس مثل بچه هاي مطيع ، رام وخمار نشستن و بي تفاوت بودن در برابر وضع درس و علم و آموزش مي گذرد ، من وتويي که جزء پرسه زدن و روز را به شب رساندن و نمي دانم هزار و يک «چه کنم»و«چه نکنم» ديگر مي گذرد ، چگونه حکم به برائت خود مي دهيم !؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من و تويي که اگر يک ذره در برنامه غذايي تغييري رخ دهد خم بر ابرو و آه بر زبان مي آوريم چگونه خود را سزاوار و مستحق مي دانيم .من وتويي که در عذابيم از اينکه درد و حرفمان را گوشي ياراي شنيدنش نيست ! آيا يکبار براي ناراستي ها وغفلت هاي خود گوشي بوده ايم و شنيده ايم تلنگرهاي وجدان خود را ؟
نمي خواهم چيزي بگويم که تو بگويي «بهانه اي مي دهد به دست مسئولان» و يا «عوض اينکه ما را ياري ببين چگونه ما را مي کوبد» ولي برادر و خواهرم ، اگر خود را نقد کنيم ، اگر ببنيم در خود آنچه را نداريم به تحقيق خواهيم يافت آن چه را خواهانيم و آن را از ما دريغ کرده اند . بياييم به خودشناسي و خودآگاهي روي آوريم . بياييم در «من» خود انقلاب بيافرينيم .
من يکي از خود خسته شده ام از بس که صد چندان عملهايم حرف زده ام ، نمي دانم اين خصيصه ما ايراني هاست ؟ ويا ما دانشجوها ؟ بچه ما خيلي مقصريم ، بچه ها اينبار خودمان متهميم ...........
+ نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت
17:32 |