
نامه سرگشاده خطاب آن که خود خوب مي داند ...........
چگونه سخن آغاز کنم که اين روزها دايره ي لغات و واژگان نيز در بيان آنچه که گذشته است حيرانند.حيران نه به سبب عجز بلکه به خاطر بي خردي توست.ديرگاهي است که چشمانمان مکتوباتي را از نظر مي گذرانند و گوشهايمان واژگاني را مي شنوند که دل نه تنها هر مسلمان بلکه هر آزاده اي را به درد مي آورد.با تو سخن مي گويم ،با تو که چند صباحي است از همه چيز و همه کس دست شسته اي و هرقانون و حريم نوشته و نا نوشته اي را زير پا مي گذاري و چنان وزش بي هدف باد از هر سو مي گذري و مکاني را سير مي کني.در پندار خود از هر سو که عبور مي کني تني و بدني را مي لرزاني و انديشه و فکري را در پي خود مي کشاني،اما صد دريغ و افسوس برايت ، که موج حرکتت فقط ثانيه اي پس از گذرت دوام دارد و پس از آن فقط برگ هاي خزان زده و ساقه خشک درختان نازک تن است که مي لرزد و دوباره از لرزش باز مي ايستد.
با تو سخن مي گويم که آنقدر در جهل و ناداني خود دست و پا زده اي که چاره اي جز پناه گرفتن در خانه هايي سست چنان خانه ي عنکبوت نداشته اي.
تو بي خردانه فرياد مي زني و من سکوت مي کنم و سکوت من در مقابل رفتار هاي ناهنجار تو نه به خاطر بزرگي عمل تو و عظمت آن،بلکه به دليل تفکر است،تفکر در مقابل آنچه که بدون کوچکترين پشتوانه ي عقلي صورت گرفته است.
تو فرياد مي زني،تو بي حرمتي مي کني،تو فحش مي دهي و اگر دانشجو هستي ، نام دانشجو بر خود مي گذاري و ما تفکر مي کنيم در اين عمل و کردار تو و اينکه کجاست نشان دانشجو بودنت؟؟؟
به اين مي انديشم که افرادي چنان تو در کجاي اين مملکت پرورش يافته اند و در کجا تربيت شده اند که چنين بي پروا نام پيامبر مهرباني هزار و چهارصد سال صلابت و افتخار و امام از نظر پنهان را به زبان مي آورد و با قلم حقيرش توصيف مي کند. آن هم با کلماتي که آنها را در حقيرترين واژه نامه ها هم نمي توان يافت.بگو به کدامين دين و مذهب پايبندي تا با تو با زبان همان سخن بگويم که اين رفتار تو در هيچ مکتبي نمي گنجد و تاب نمي آورد. خوب مي داني كه كه در برابر تمام توهين ها در هر مقام و هر جايگاهي ساكت ننشسته ام ، اما در مكان تحصيلم ، در خانه دومم شاهد......
به اين مي انديشم که اينگونه بودن تقصير تو نيست،گناه از آن کسي است که تو را در ميان حقيرترين اجتماعات و بي بار ترين خطوط فکري پرورش داده است و در ميان لغت نامه هايي اين چنين ، چنان کودکي يتيم ساخته است.
تو ناسزا مي گويي و به بهانه روشن بودن انديشه ي کهنه و پوسيده ات هرچه که براي مردم ديندار اين مرز و بوم حرمت دارد را زير پا مي گذاري،ولي بدان که هر چه مي کني و هر آنچه مي نويسي شايد بتواند روح هاي آشفته و افکارپريشان عده اي مانند خودت را آشفته سازد اما ما را محکم تر خواهد نمود و به فکرمان وا خواهد داشت.تفکر نه از سر پيچيدگي عمل نابخردانه ي تو بلکه از براي بالا بردن آگاهي و افزايش صبر در برابر مهملات.دلم به حالت مي سوزد که چنين پل هاي پشت سرت را ويران مي کني و بازيچه دست هاي آلوده و کثيفي شده اي که بوي تعفنشان خودشان را نيز آزرده ساخته است.افرادي که خود نيز روزگاري بازيچه ي دست افرادي ديگر بودند و امروز از سر ناچاري تو را وارد ميدان کرده اند که نهايتش نابودي است.بدان که اعمال و رفتارت نه مي تواند ذره اي ما را از مسيري که در آن حرکت مي کنيم باز دارد و نه مي تواند ناسنجيده بودن عملت ما را مجبور به انجام عملي نا آگاهانه کند.همانگونه که تو بدون فکر در اين مسير گام بر مي داري و به پشتوانه ي آنان که تو را به جلو مي رانند، مي دوي،ما نيز از سر آگاهي،اعمال و رفتار تو و سردمدارانت را نگاه مي کنيم و هوشيار تو مي شويم و آرامتر و محکم تر گام بر ميداريم.واژه پراکني تو و امثال تو در هر باب و مسئله اي که باشد و در هر گاه که صورت گيرد،خانه ي سستتان را ويران تر خواهد کرد.اين بار به گمانتان با اهانت به مقدسات لرزه بر اندام اسلام و مسلمين انداختيد و چه خيال باطلي که درخت تناور و پر برکت اسلام با سخنان بي ريشه اي چون تو و امثال تو ذره اي سست شود.شايد تو و اربابانت فراموش کرده باشيد،شمايي که ادعاهاي پوچتان گوش ها را آزرده مي سازد ؛ اما من و امثال من هيچگاه از ياد نخواهيم برد که بزرگترين و والاترين محافظ و نگهدارنده ي دين خداست.
والسلام
حناي اعتماد ملي ديگر رنگي ندارد
از انتخابات طيف علامه در دفتر حزب اعتماد ملي تا درج خبر .....
مسئله حزب اعتماد ملي پيش از اين براي جنبش دانشجويي بسيار روشن بود . ولي لازم دانستم مطالبي را به اطلاع دانشجويان عزيز در دانشگاه براسنم.
در نيمه اسفند ، دفتر تحکيم وحدت طيف علامه ، دعوتي رسمي از انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي سراسر کشور براي برگزاري انتخابات سالانه خود صورت داد که از انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني نيز دعوت به عمل آمد . در دعوت صورت گرفته محل برگزاري برنامه ، دفتر حزب اعتماد ملي اعلام شده بود . که البته انجمن قزوين در راي گيري انتخابات شرکت ننمود .
در مورد انتخابات همين بس که در نتيجه اعلام شده آن 39 انجمن اسلامي حضور داشته و در مجموع شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت با 32 راي پيروز اين انتخابات شده اند ، در حالي که با احتساب خبرنگار ايسنا و روزنا در آن مجلس 15 نفر حضور داشته نه نماينده 39 دفتر.
فرداي آن روز اولين ديدار اعضاي دفتر تحکيم علامه با سيد محمد خاتمي يا بهزاد نبوي نبود ؛ بلکه اولين ديدار آنان با شيخ مهدي کروبي صورت گرفت .
ارتباط فعال دفتر دروغين تحکيم وحدت طيف علامه با حزب اعتماد ملي به گونه اي شد که خبر بيانيه هاي اين اتحاديه ، بعد از انتخابات جنحال برانگيز قبل از نمايش در هر خبرگزاري در روزنا ديده مي شد.
و اما در مورد اخير بايد ذکر کرد اگر هر شخص متخصص در مورد طراحي سايت را قاضي آن اتفاق قرار دهيم به وضوح اين راي را صادر خواهد کرد که اگر سيستم ثبت خبر اين پايگاه ايراد داشته چرا بعد از يک ساعت از ارسال خبر اين مشکل ريشه اي سايت روزنا به يکباره حل شد .
اين در حالي است که برنامه نويسي اين سيستم به خاطر ساختار امنيتي آن ، چند روز کار خواهد برد و بايد گفت که اگر سيستم آن را به صورت ضربتي اصلاح نمايند تمامي آرشيو پايگاه پاک خواهد شد ، ولي اصلاح سيستم ثبت زمان خبرسايت روزنا ظرف يک ساعت انجام شد ..........................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
حال خود شما کلاهتان را قاضي کنيد که آيا اين يگ خطا است يا ...............
در آخر لازم می دانم که به اطلاع برسانم که دوران غوغا سالاری احزاب و نوکران آنها در دانشگاه ها تمام شده است
بار ديگر مي گوييم که حناي اعتماد ملي ديگر رنگي ندارد.
م . ع
سلام کارگر
سلام کارگر ، تو که خسته از بي محبتي ها و بي معرفتي ها و بي عدالتي ها و هر ايدئولوژي و هر ايسمي هستي ؛ راست مي گفتي که اگر واحد صنعتي اي که در آن کار مي کردي و بسته شد ؛ نه به علت رکود بازار بود بلکه به خاطر آن است :
مديري که توسط حزب مطبوعش توانسته بود کارخانه دولتي را به نصف قيمت و با وام دولتي بخرد خود را ارباب ؛ و کارگر را رعيت خود مي پنداشت ، امروز شاهد آن است که رئيس جمهور کشورش بر خلاف خواسته هاي جريانات داخل کشور ، خود را خادم ملت مي داند و خواستار حق خورده شده مستضعفان جامعه است .
او و همدستانش که مي پنداشتند با ترور رجائي و باهنر تفکر آنها نيز ترور خواهد شد ؛ ناباورانه مي بينند که شخصي از قشر مستضعف جامعه سر برآورده و هم اکنون در جايگاه رياست جمهوري اين کشور قرار دارد ؛ طبيعي است که در قبال شعارهاي عدالتخواهانه اين رئيس جمهور ساکت نخواهند نشست .
آري ؛ او واحد صنعتي خود را تعطيل مي کند .........اما نگران از وضع معاش خود نيست . زيرا او عضو هيات مديره 300 شرکت ديگر نيز هست . اگر از نظر او يک واحد صنعتي نيز تعطيل شود براي او مشکل اقتصادي پيش نخواهد آمد.
از طرف ديگر آنان به همين جا بسنده نمي کنند ، کار به جايي مي رسد که روزنامه هايي که پول کاغذ و جوهرشان توسط فروش غلات و آهن آلات ملت از طريق اتاق بازرگاني بدست مي آيد ؛ خبر از رکود گسترده در بازار همان اقلام به مردم مي دهند و در جايي ديگر براي بي آبرو کردن دولت در فروش ميوه شب عيد دهها هزار تن ميوه را در انبارهاي غير استاندارد , انبار مي کنند و آن همه ميوه را يک شبه به بيرون مي ريزند و اگر دقت کنيم واردکننده آن ميوه ها کسي نيست جز دايي جان آقاي فلان در حزب فلان . در ديدگاه آقايان و بعضا خانم ها همه چيز مهم است الا من و تو........
انجمن اسلامي دانشجويان با تمام نقدها و ايرادهايي که بر دولت نهم وارد مي داند خود را از منتقدان بزرگ آن دانسته ، دولت نهم را همانند دولتهاي پيشين برخواسته از دل مردم دانسته و مصداق مهرورزي را ، در ميان مردم بودن و با مردم بودن مي داند نه..............
اين از يکسو و از سوي ديگر
روزگار غريب و پر فريبي است عده اي بر طبل جاه طلبي مي کوبند ، عده اي بر طبل کفر و عده اي بر طبل ......
هرگز ترورهاي سال هاي 59 و 60 را فراموش نمي کنيم. آنها که در روز حرف از استيفاي حق من وتو مي زدند و شب ها صحبت هاي خود را با گلوله تکميل مي کردند . هرگز کردستان را فراموش نمي کنيم 25 سال قبل چگونه روستائياني که بي خبر از خارج جامعه کوچک خود بودند ؛ به علت زير بيرق مارکس نرفتن ، توسط کمله به خاک و خون کشيده شدند.
آري مردم ما هرگز پاوه را فراموش نمي کنند ؛ هرگز بيمارستان پاوه را فراموش نمي کنند ؛ بيچارگاني که فقط به جرم مجروح بودن در بيمارستان مانده بودند و با آن وضع از بيمارستان بيرون رانده شدند و در کنار ديوار بيمارستان قتل عام شدند . این صدای آنانی است که دم از خلق و رفاقت و............ می زدند.
رهبران آنان که به دور از دين و مذهب مي پنداشتند قدرتي براي خود ايجاد کرده اند ؛ به پرِ کاه نظام سرمايه دار غرب به خاک مذلت کشانده شدند و آثار و بقايايشان به پشت ويترين موزه ها رفت.
و حال امروز در دانشگاهي که به نام شخصي است که مستضعفان را والا نعمتان خود مي دانست و مخالف سر سخت مارکسيسم بود ، مارکسيسم را مترادف اصلاح طلبي و اسلام فراتر از مارکسيست را قصاب معرفي مي کنند .
کارگر عزيز ، دستان پينه بسته تو خبر از رنجي مي دهد که سرآغازش ، گذارش و پايانش همه و همه مقدسند .
و کارگر عزيزم ، اي دست پينه بسته اي که آن هنگام عرق جبين از پيشانيت سرازير مي شود ؛ خدا بر تو درود مي فرستد ؛ مي دانم و مي داني که بر معاشت واقفم ، از زندگي ات و مي دانم که ماههاست حقوق نگرفته اي . بر خودم وظيفه مي دانم که از حق تو دفاع کنم ، ولي زير کدام بيرق :
- بيرق سرخ حسيني که در اوج مصائب گفت : هيهات من الذله
- يا زير بيرق سرخ داس و چکش که به خون هزاران بي گناه و مظلوم منقوش است .
انجمن اسلامي دانشجويان بار ديگر ضمن محکوم نمودن دستگيري جمعي از فعالان انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه مازندران ، اعلام مي دارد که با پيگيري انجمن اسلامي دانشگاه بين المللي امام خميني و دفتر تحکيم وحدت و مراجعه حضوري به وزارت علوم در 10 روز گذشته خواستار آزادي دانشجويان فوق الذکر شده بود و خاطر نشان مي شود که کليه دانشجويان دستگير شده آزاد گرديده اند .
در پايان انجمن اسلامي دانشجويان اعلام مي دارد غوغا سالاري هايي که اخيرا در سطح جامعه توسط روزنامه ها و جريانات معلوم الحال بوجود آمده است ، قويا محکوم نموده و جريانات به وجود آمده را خارج از شان فعالان سياسي و دانشجويي مي داند .
تجمع بزرگ در دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)
پيرو اتفاقات صورت گرفته در هفته اخير
شنبه – ساعت 30/11 الي 15/12
همسر دانشجو: دانشگاه امنيت لازم را براي دانشجو تامين كند
همسر اين دانشجوي خانم پس از پايان اين تجمع در تماسي با ايسنا به شرح اين واقعه پرداخت و گفت: عصر روز سهشنبه در كلاس طراحي تخصصي در تصويرسازي، استاد مذكور در واكنش به تصوير فرشته كچل يك دانشجو، ميگويد فرشته كچل زيبا نيست كه همسر بنده نيز در اين باره در حالي كه در صندلي خود نشسته بود ميگويد زيبايي به كچل بودن نيست كه با ادامه اين بحث، استاد مذكور به سمت همسر بنده ميآيد و چند تار موي همسرم را از زير روسري و چادرش بيرون ميكشد و ميگويد ... كچل نيست كه اين عمل در آن روز با خنده ساير دانشجويان، در حد يك شوخي كلاسي مطرح ميشود.
وي افزود: با اعتراض همسر بنده و پيگيري اين موضوع از سوي استادان دانشكده، دكتر حبيبي رييس پرديس هنر دانشگاه تهران مدرس مذكور را از تدريس در دانشكده منع ميكند.
وي با رد ادعاها و اظهارات متفاوت برخي افراد در اين باره و تكذيب خبر بستري شدن همسرش در بيمارستان، گفت: هنوز از استاد مذكور شكايت نكردهايم اما در نظر دارم كه روز شنبه از وي شكايت كنم تا موضوع از طريق مراجع قضايي پيگيري شود.
وي با بيان اينكه رفتار مدرس مذكور مغاير با اخلاق انساني و حقوق فردي است، از مسؤولان دانشگاه تهران به ويژه رييس دانشگاه در خواست كرد كه امنيت لازم براي دانشجو در فضاي دانشگاه تامين شود.
به گزارش فارس تشكلهاي مختلف دانشجويي دانشگاه علامه ساعت 11 صبح روز شنبه در مقابل اين دانشگاه واقع در دهكده المپيك تجمع آرام خواهند داشت.
اين تجمع دانشجويي به همراه ساير دانشجويان دانشگاه علامه در محكوميت اقدام موهن چند نشريه دانشجويي دانشگاه امير كبير صورت خواهد گرفت همچنين در طي اين مراسم آنان خواستار برخورد قاطع مراجع ذيربط با عوامل آن خواهند شد و نيز سخنرانيهاي دانشجويي از ديگر برنامههاي معترضين است.
دانشجويان مذكور همچنين اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در اين دانشگاه را در برنامههاي اعتراض آميز خود دارند.
جناب آقاي دکتر زاهدي
وزير محترم علوم تحقيقات و فناوري
همانطور که مي دانيد هفته گذشته محيط کلاس درس شاهد هتک حرمت به دانشجو و مقام والاي انساني بود . فاجعه صورت گرفته در دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ، روح هر انسان آزاده را خدشه دار مي نمايد.
ما جمعي از دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) در انجمن اسلامي دانشجويان مراتب اعتراض خود را به اين حرکت غير اخلاقي نسبت به مقام والاي دانشجو اعلام کرده خواستار پيگيري آن معقوله در مراجع قضايي و حل هميشگي آن , در مجامع دانشجويي مي باشيم.
شايان ذکر است که دانشجويان آن نهاد دانشجويي پيگيري آن معقوله را براي خود محفوظ مي دانند.
با تشکر
انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه بين المللي امام خميني (ره)







