تبليغاتX
<انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين>

چگونه تفسيرت کنم اي سبزترين ! که نه بيان را توان قدم گذاردن در بلندي معرفت 

 

توست و نه قلم گوياي بيکرانگي توست ! اي پهناورترين درياي عشق ! اي دلکش ترين

 

تصوير هستي چشم هاي بي فروغم هدايت تو را مي طلبد و دشت خالي ذهنم طراوت تو

 

را .

 

اي مهربان به دست کرم تو چشم اميد دارم و در وزش نسيم ، لطف اجابت ؛ شايد اين

 

تمناها بهانه اي باشد براي اينکه از تو بخواهم که با تو باشم.

 

آمين

 

+ نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 14:17 |

تيرگيها به راحتي محو نمي شوند مثل خيلي از دردهاي قديمي ، كه ته تهاي

 

قلبمون مي مونن .

 

نلسون ماندلا گفت : بديها را نمي توان فراموش كرد ، اما مي توان بخشيد

+ نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 10:27 |

امروز ، روز پنجم است كه در محاصره هستيم ، آب را جيره بندي كرده ايم ،

 

نان را جيره بندي كرده ايم ....

 

عطش همه را هلاك كرده ، همه را جزء شهدا كه حالا كنار هم در انتهاي

 

كانال خوابيده اند. ديگر شهداء تشنه نيستند.

 

فداي لب تشنه ات اي پسر فاطمه (س)

 

آخرين برگ دفترچه يادداشت يكي از شهداي گردان حنظله (فكه شرقي)    

 

+ نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:50 |

غول ها پس از جنگشان چه سرنوشتي را براي جهان رقم مي زنند؟

آيا كشاورز حاضر است براي كشت به زميني باز گردد كه مرگ استتخوان هاي مردگان را در آن دفن كرده است؟

آيا چوپان حاضر است گله اش را در مرغزاري به چرا ببرد كه با تيغ درو شده است؟

آيا گوسفندان حاضرند چشمه اي بنوشند كه آبش به خون آلوده است؟

آيا هيچ عابدي حاضر است در معبدي زانو بزند كه به امور ديني آلوده است و در محرابش شياطين مي رقصند؟

آيا هيچ شاعري زير چتر ستارگاني شعر مي گويد كه دود باروت چهره شان را پوشانده؟

آيا هيچ نوازنده اي حاضر است كه ساز خود را در شبي به صدا در آورد كه سكوت آن را ترس و وحشت به هم زده است؟

آيا هيچ مادري قادر خواهد بود در كنار گهواره طفل خودلالايي بخواند در حاليكه ماتم خاطرات فرد را گرفته؟

آيا نسيان هرگز باز خواهد گشت تا جامه سبز خويش را بر اندام زخمي زمين بكشد؟

+ نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشجویان در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:49 |